29+
اووووه ! کِی بوده نوشتم؟!! سردم.. خیلی .. ی چیزی در حد اولین زمستون دوران دانشجوییم!! چ تشبیه خوبی .. آخه هم روحی شبیه اون دوران همم جسمی!! وقتی با تمام هیکل افتاده روم و لیسم(!) میزنه دارم خفه میشم و کاش اینو بفهمه.. مگه نمیگن حس انزجار از تو چشمای آدم پیداس؟! پس لابد کوره!! حرفای منو ابدا نمیفهمه!...
+30
صدای نفسای عمیقش میاد و بعد .. تکون خوذدنش.. سایش ملحفه ها ب هم .. میدونم بیداره.. میاد بیرون.. -پاشو بیا بخواب +خوابم نمیاد طبق عادت مزخرفش ی دور الکی در یخچال ُ باز میکنه بعد دوباره -با شمام فقط کلمو تکون میدم! میره تو اتاق قاب عکسمو از رو پاتختی میندازه بعدم صلوات میفرسته.. دلم از ترس میریزه!! می...