32
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/29 | ساعت: 19:54
در روز جاری تو اتوبوسای دانشگا وسط له شدن (!) زنگ زدم ب مامانم ک مااامااان من حوصله همسری رو ندارم اصصصن!! مامانم ک طبق معمول دستش بند ، گوشی رو آیفون داد میکشید : مامان همه اش تقصیر توئه آقا .. (همسر) خیلی عاالیه تو قدرشو نداری نمیفهمی از سرت زیاده کلی حسر خور دارین و ... قص علی هذا!! مامان:الانم ب...
34
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/29 | ساعت: 19:54
تو جامعه ای زندگی میکنیم ک مجبوریم ب برخی ادامه دادن ها... ب من میگم خیلی ناراحت شدم ک جلوی بابات شلوارک پوشیدی!! دوست نداشتم ببینن نامرتبی چ قدر!! میدونی ..حقمه!زنی ک رعایت اوضاع مالی شوهرش را بکند خررررر است! من مجرد ک بودم هر هفته آرایشگاه ، فلان لوسیون ، بهمان روغن بدن .. ی بار آرایشگاهم 200 هزا...
35
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/29 | ساعت: 19:54
+35 میگما اینکه آدم خونه مادرشوهرش جلوی جاری ُ خ.اهرشوهر غش کنه خیلی ضایع اس؟ آی ام اینجوری!! خب .. فشارم اوووفتاد!! طبق معمول حاشیه درست کرده برامون و توانایی ایستادگی ندارم..دیگه ندارم!! بابا امشب میخواد بیاد ببرتم .. الان میفهمم چقد عاشق همسری ام! خب من شب چجوری خوابم ببره!! باید بازوهای گوشتیش ب...
36
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/29 | ساعت: 19:54
+36 توهم توطئه گرفتم!! آرایشگرم از عمد ابروهامو نازک میکنه!!! سه چهار ماهه ابروهامو دست نزدم..دلم ی تغییر اساسی میخواس... گاهی خیلی لذت بخش میشه ک دختر تو آینه رو نشناسی... شبیه ی آشنا اون ته مهای ذهنت باشه... گاهی باید خودتو از یاد ببری...شابد این تنها راه برای از یاد بردن رنجش ها باشه.. اابته زیاد...
39
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/29 | ساعت: 19:54
39+ گاهی مادرم یا مادربزرگم با شنیدن بعضی آهنگا و شعرا اشک تو چشماشون جمع میشد .. انگار پرواز میکردن ی جای دیگه .. اصن دیگه پیش ما نبودن .. معلوم بود ک گم شدن .. بچه ک بودم خیال میکردم ب خاطر روزای جوونی و از دست رفتنشه .. اما حالا ک خودم رسیدم ب جایی ک ی آهنگ ، ی شعر ، ی لحظه ، ی عطر ، اشک میشونه ...
39+
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/28 | ساعت: 0:12
گاهی مادرم یا مادربزرگم با شنیدن بعضی آهنگا و شعرا اشک تو چشماشون جمع میشد .. انگار پرواز میکردن ی جای دیگه .. اصن دیگه پیش ما نبودن .. معلوم بود ک گم شدن .. بچه ک بودم خیال میکردم ب خاطر روزای جوون
+40
◷
تاریخ انتشار: 1397/3/2 | ساعت: 17:52
شاید مسخره به نظر بیاد اما میترسم ک از دستت بدم .. شاید چون تو تن&
+37
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/19 | ساعت: 9:27
زنانگی هام +37 گردنم گرفته... متمایل ب چپ موندم... خشک شدم +تاریخ چهارشنبه سوم آذر ۱۳۹۵ساعت 16:19 نویسنده | خـآنه | ایمیـل | בیـزایـن پروفـآیل نوشته های قـבیمے دی ۱۳۹۵آذر ۱۳۹۵آبان ۱۳۹۵مهر ۱۳۹۵تیر ۱۳۹۵خرداد ۱۳۹۵ Ðe$igNER MOZHGAN
+۳۸
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/19 | ساعت: 9:27
از همیشه مقصر بودن، خستم...خیلی حرف دارم... میام حتما.. خیلی زود.. از همه مهم تر و وحشتناک تر اینکه اححساس میکنم خودمو گم کردم... خودم جان ُ نمیشناسم... قبولش ندارم!!!
+31
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/5 | ساعت: 4:05
رنگ لاکم ُ ب شدت دوس دارم! میدونی .. دارم فرار میکنم.. از خیلی چیزا.. قبلا هم گفتم .. من از خیانت وحشت دارم! از اینکه خائن بشم!
+32
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/5 | ساعت: 4:05
امروز تو اتوبوسای دانشگا وسط له شدن (!) زنگ زدم ب مامانم ک مااامااان من حوصله همسری رو ندارم اصصصن!! مامانم ک طبق معمول دستش بند ، گوشی رو آیفون داد میکشید : مامان همه اش تقصیر توئه آقا .. (همسر) خیلی عاالیه تو قدرشو نداری نمیفهمی از سرت زیاده کلی حسر خور دارین و ... قص علی هذا!! مامان:الانم بهش زنگ...
+33
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/5 | ساعت: 4:05
گاهی فکر میکنم ی کسی هست ک بدددد جوری عاشق ِ منه!! بعدش عشقش میزنه بالا .. بعد منو نفرین ُ میکنه ک با اون ازدواج نکردم ُ زن ِ یکی دیگه شدم!! بعد زندگیم میشه این! جهنم!!!
+35
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/5 | ساعت: 4:04
میگما اینکه آدم خونه مادرشوهرش جلوی جاری ُ خ.اهرشوهر غش کنه خیلی ضایع اس؟ آی ام اینجوری!! خب .. فشارم اوووفتاد!! طبق معمول حاشیه درست کرده برامون و توانایی ایستادگی ندارم..دیگه ندارم!! بابا امشب میخواد بیاد ببرتم .. الان میفهمم چقد عاشق همسری ام! خب من شب چجوری خوابم ببره!! باید بازوهای گوشتیش باشه ...
+36
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/5 | ساعت: 4:04
ظاهرا روابط حسنه شده ولی ایشون بسیار تو قیافه ان.. باشن؟ مهمه اصن؟ نه.. پس آفرین!!
+21
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/25 | ساعت: 18:28
+22
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/25 | ساعت: 18:28
دوستت دارم.. دست خودمم نیس!! کلا ژستای دختر کُش ِ منحصر ب فردی داری!! چ جوری انتظار دارم ک برا جلب توجهت دست ب هر کاری نزنن؟!!
+23
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/25 | ساعت: 18:28
کاش میشد حلقه ام را بندازم تو چاه توالت سیفون را هم بکشم و همراه باهاش فاضلاب خاطره تلخخخخخ روز خرید حلقه را هم ببلعد!
+24
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/25 | ساعت: 18:28
این چایی و عطرش ، این بشقاب پر از پتی بور و خرما این تنهایی ِ عزیز فقط کتاب شعری از فاضل نظری و عطرت ُ کم داره... +دلم بارون میخواد...
+25
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/25 | ساعت: 18:28
وقتی داد میکشی ُ میگی ذوباره چه مرگت شده .. من طبیعتا باید بغض کنم یا حداقل ناراحت بشم.. اما دلم هری میریزه و بیشتر عاشقت میشم!! کاملا غیر طبیعی ام!!
+27
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/25 | ساعت: 18:28
ی ماگ هدیه گرفتم از همسر.. ی آدم برفی با شال گردن صورتی ک چشاش ُ بسته.. گف این چشم بسته هه را بخریم تا نبینه ک ... بعله! از هدیه گرفتن بسیار لذت میبرم.. ن اینکه حتما آنچنانی باشه.. انقد تو زندگیم هدیه های آنچنانی گرفتم ک چشم ُ دلم ازشون سیره.. برام مهمه هدیه ای بگیرم ک مثلا سه ماه پیش تو ویترین ی مغ...