تو جامعه ای زندگی میکنیم ک مجبوریم ب برخی ادامه دادن ها...
ب من میگم خیلی ناراحت شدم ک جلوی بابات شلوارک پوشیدی!!
دوست نداشتم ببینن نامرتبی چ قدر!!
میدونی ..حقمه!زنی ک رعایت اوضاع مالی شوهرش را بکند خررررر است!
من مجرد ک بودم هر هفته آرایشگاه ، فلان لوسیون ، بهمان روغن بدن ..
ی بار آرایشگاهم 200 هزار تومن آب میخورد
حالا رعایت بی پولیت ُ میکنم ک سرکوفتم بزنی..
مدام دلم ُ خُرد و لِه میکنه..
اون از دیشب ..اون از حرفی ک راجع ب دوران عقدمون زد.. خوش نگذشته ب آقاااا...
ی رستوران درست حسابی ، ی کافه ، ی پاساژ معروف منو نبرد .. یک ریال خرج من نکرد .. ماشین مامانمم ک زیر پاش بود.. خونمون ک میامد ی واحد خونه مستقل دستش بود هرجوری خواس منو ... بعله!
خوش نگذشته بهش!!
منم خوش نگدشت بهم !! ی آدم ُ آس ُ پاس، بی کار ، بی پول ، بی ماشین ، کلی حسرت !!
من از ته ته ِ خوشبختی اومدم .. شاید خوشی زیاد زد زیر دلم ک زنش شدم!!
لعنت بهت..
ازم چی ساختی؟ از من ک خنده از لبم نمیرف! از منی ک چهره شاد ُ شیکم زبون زد بود.. حالا واسه دوتا دونه لاک ک بعععععدددددد شونصد سال هیچی نتهیهن واسم گرفتی سرتو وسط مغازه تکون میدی..
من چیزایی ک شما تو زندگیت جزء آرزوهاته برام خاطره اس!!
الان دارم نجابت میکنم خونت میشورم ُ میسابم ..منی خونمون کلفت داشت!!ک تو واسه ی جفت جورابت ک بعد دو سه ماه پیش اومده ک کشوت خالی بوده ک پیییشش بلند بگی ُ بری...
خره خیلی پر روت کردم..
وایستا و این رومو ببین !!
برچسب:
نویسنده: سجاد اکبری